اولین روزه
سلام بابادون😉 امروز برای من، فقط یک روز معمولی نبود؛ امروز روزی بود که شما نخستین قدمها را در مسیر بندگی خدا برداشتی. البته بارها نماز هم خواندی😍 وقتی سحر کنارم نشستی و با چشمان خوابآلود برای اولین روزه آماده شدی، دلم پر از شوق و غرور شد. انگار همین دیروز بود که در آغوشم آرام میگرفتی و امروز با ارادهای کودکانه اما بزرگ، تصمیم گرفته بودی برای رضای خدا روزه بگیری🥺 در طول روز بارها به همراه مامان نگاهت کردیم؛ گاهی خسته، گاهی تشنه🥺، اما مصمم و صبور.💪 هر بار که لبخند میزدی و میگفتی «من میتوانم»، در دلم خدا را شکر میکردم که توفیق دیدن چنین لحظه زیب...



